محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
66
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
امام عليه السّلام از ماجراى كشته شدن پدربزرگ معاويه به دست خويش ياد مىكند : ( فأنا أبو حسن قاتل جدّك ) عتبة بن ربيعه پدر هند است و هند مادر معاويه مىباشد . عبيدة بن حارث بن عبد المطلب در جنگ بدر به رويارويى با وى شتافت و سرانجام با مشاركت امام على عليه السّلام وى را كشت . ( و أخيك ) وليد بن حنظلة بن أبو سفيان برادر معاويه بود و به دست حمزه و امام عليه السّلام على عليه السّلام كشته شد . ( و خالك ) وليد بن عتبة بن ربيعه دايى معاويه بود كه امام عليه السّلام او را به قتل رسانيد . ( شدخا ) به اين معنا كه سرهايشان خرد و بريده شد . ( و ذلك السيف معى ) اى معاويه ! من همانى هستم كه تو مىشناسى ؛ نه تغيير كردهام و نه در ايمان و اراده و جهاد من خللى وارد شده است . ( و إنّى لعلى المنهاج الذى تركتموه طائعين ، و دخلتم فيه مكرهين ) شيخ محمد عبده مىگويد : « منهاج » به معناى راه دين حق است كه ابو سفيان و معاويه در آن وارد نگشتند تا آنكه پس از فتح مكه ناگزير به پذيرش آن شدند . « 1 » همچنين طه حسين مىگويد : به هنگام فتح مكه ابو سفيان گفت : « گواهى مىدهم خدايى جز خداى يگانه نيست ؛ اما در پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله شك و ترديد به خود راه داد ؛ اما پس از آن به ناچار گواهى داد كه محمد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر و فرستاده خدا است . » « 2 » ( و زعمت إنك جئت ثائرا بدم عثمان و لقد علمت حيث وقع دم عثمان . . . ) همه مردم مىدانند كه جنگ تو براى خونخواهى عثمان نبوده ، بلكه وسيلهاى براى
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 12 . ( 2 ) . مرآة الاسلام : 265 .